نام : Tim Burton
تاریخ تولد : 1958-08-25
محل تولد : Burbank, California, USA
امتیاز طرفداران : 5.21928
مشاهده پروفایل کارگردان در سایت

آرشیو کلی فیلم های این کارگردان
آلیس 19 ساله دوباره به سرزمین عجایب دوران کودکی خود باز می گردد و پس از دیدار با دوستان قدیمی خود اینبار راه درست را برای پایان بخشیدن به دوران وحشت بار سلطنت ملکه قرمز می یابد…
داستان فیلم سرگذشت مارگارت کین، نقاش دهه 50 را روایت می کند و به معروف شدن او و درگیری هایش با شوهرش والتر کین می پردازد. والتر بدلیل کشیدن یک نقاشی بنام Saucer-eyed kids در دهه ی 50 تا 60 بسیار معروف می شود، اما در حقیقت این نقاشی توسط مارگارت خجالتی کشیده شده بود. حال که مارگارت از این همه دروغ و توهم معروفیت کذایی خسته شده، تصمیم می گیرد تا خودش را نشان دهد و اعلام کند که آن نقاشی کار او بوده که سرانجام به طلاق او از همسرش و نبرد در دادگاه ها برای به ثبت رساندن آن نقاشی می‌شود…
پدری که در طول زندگی اش عاشق قصه گویی بوده و همواره قصه های شیرینی از زندگی خود برای روایت کردن دارد و پسری که تمام قصه های پدر را زاییده ذهن او و کذب می داند و از اینکه همواره در طول زندگی اش مجبور بوده به این داستانهای دروغین گوش بدهد خسته شده، او فکر می کند که هیچ چیز از زندگی واقعی پدرش نمی داند و حالا که خودش در آستانه بچه دار شدن است دوست دارد به واقعیت زندگی خود وپدرش آگاه شود. حالا پدر در آستانه مرگ است و قصه ها هم رو به پایان…
داستان فیلم حول زندگی پر هیجان پسر بچه ای با نام «جیکوب» می گذرد که خود را در خانه ای پر از بچه های جور واجور با توانایی های خاص و مافوق طبیعی پیدا می کند. مسئولیت مراقبت و پرورش توانایی های این کودکان بر عهده ی خانم «پرگرین» است که به نوبه ی خود توانایی های فوق العاده ای دارد…
یک نوجوان 16 ساله به نام ژاکوب پورتمن که یک پناهگاه سری در یک جزیره کشف میکند که در آنجا، کودکان غیرعادی که دارای توانایی های خاصی هستند توسط یک زن نگهداری می شوند. ژاکوب قصد دارد با کودکان و افراد ساکن در این جزیره آشنا شود ولی متوجه می شود که اتفاقاتی درحال وقوع است که ممکن است برای آنها خطرناک باشد…
مخترع دیوانه ای با عشق و علاقه، موجودی مصنوعی به نام «ادوارد» می سازد. «ادوارد» تمامی استانداردهای جسمانی بشر را داراست و فقط دست هایش مشکل دارد. (مخترع، موقتا یک جفت قیچی در انتهای دست های او کار گذاشته است.) ولی مخترع مهربان می میرد و «ادوارد» تنها می شود…
در یک شهر بزرگ صنعتی و در آلونکی نیمه ویران، «چارلی باکت» کوچولو هم راه پدر و مادر و دو مادربزرگ و پدربزرگ، زندگی گرم و صمیمانه ای دارد، تا این که بلیت ویژه ی طلایی پنهان در زرورق شکلات های «ویلی وانکا» را پیدا می کند. او به این ترتیب هم راه چهار برنده ی دیگر به گشتی خصوصی در داخل کارخانه ی عظیم «ویلی وانکا» دعوت شده است…