نام : Drew Barrymore
تاریخ تولد : 1975-02-22
محل تولد : Culver City, California, USA
امتیاز طرفداران : 3.487383
مشاهده پروفایل بازیگر در سایت

آرشیو کلی فیلم های این بازیگر
داستان درباره یک کارشناس خرید مسکن به نام شیلا (Drew Barrymore) در لس انجلس است که می میرد و دوباره زنده می شود. شیلا پس از زنده شدن متوجه میشود علاقه زیادی به گوشت و خون انسان‌ها پیدا کرده است. حال ش...
«رابی» خواننده و «جولیا» مستخدم، هردو قرار است با دو نفر دیگر ازدواج کنند. اما سرنوشت به آن‌ها کمک می کند یکدیگر را بیابند…...
در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1988 آمریکا، نوجوانی به نام دانی دارکو یک شب توی خواب راه می افتد و از خانه خارج می شود و با خرگوش غول پیکر و زشت رویی به نام فرانک ملاقات می کند که به او می گوید دنیا 28 روز و 6 ساعت و 42 دقیقه و 12 ثانیه ی دیگر نابود خواهد شد…عوامل دوبله افشین زینوری، نگین کیانفر، آشا محرابی، منوچهر والی زاده، زهره شکوفنده و…
«الکس» و «نانس» وقت باخبر م شوند که قسمت پان ک دوپلکس قدم خال شده، هر دو فکر م کنند آن چه را دنبالش بوده اند، افته اند. اما خل زود پ م برند که آپارتمان ک عب بزرگ دارد که فکرش را نکرده بوده اند همساه طبقه بالاشان، «خانم کانل»، زن مسن است که از زندگ شان جهنم م سازد.
دو کارگر در قطب جنوب متوجه می شوند که سه نهنگ در حفره ای بزرگ، اما بسته گیر افتاده اند و…
مردی که به تازگی همسرش را از دست داده، فکر می کند تمام ارتباطش با خانواده اش تنها از طریق همسرش بوده و اکنون دیگر از بین رفته. او تصمیم می گیرد سفری را آغاز کرده و به تمام فرزندانش که اکنون بالغ شده اند و جداگانه زندگی می کنند، سر بزند.
چاک بریس یک دست اندرکار تلویزیونی است که کارش سر و کله زدن با مدیران ارشد شبکه و راضی کردن آنها برای موافقت با ایده های تلویزیونیش است. از سوی دیگر با پیدا شدن سروکله فردی مرموز به نام جیم بیرد که مامور سیا است اوضاع کمی پیچیده می شود. جیم از چاک درخواست می کند تا چند ماموریت مخفیانه را به انجام برساند. از دیگر سو پنی معشوقه چاک به این امید است که چاک اوضاع زندگی خود را سرو سامان دهد و مقدمات ازدواج آنها را فراهم کند، اما زندگی دوگانه چاک، روز به عنوان تهیه کننده تلویزیونی و شب به عنوان مامور سیا، به طرز عجیبی پیچیده شده است.
سال 1965، یک مادر تنها، با رویای نویسنده شدن، تک پسری 15 ساله دارد، و در همین حین باید با شوهر سابقش که مردی معتاد است نیز سر و کله بزند…
«بن» (فالن)، معلم دبیرستان، با «لینزی» (باریمور) که کسب و کار موفقی هم دارد، آشنا می شود. «بن» و «لینزی» در ظاهر وجه مشترکی ندارند، ولی به هرحال با هم جور می شوند و رابطه ی عاطفی عمیقی بین شان به وجود می آید. اما از شر و شور رابطه شان که کاسته می شود، «لینزی» تازه پی می برد که عشق واقعی زندگی «بن» چیست: تیم بیس بال ردساکس بوستن.